تبلیغات
بیّنه - سیاسی - مطالب شهریور 1392
 
بیّنه - سیاسی
دلیلی روشن در فضایی فتنه آلود



ان زمان د راوج تخریبها بر علیه دولت مردمی نژاد بود که رهبر عزیز فرمودند اکنون در شرایط بدر و خیبرهستیم . ولی بسیاری از نادانهای داخلی بر طبل ضعف کوبیدند و هجمه ها و تحریمهارا بستر سازی کردند . و نمیدانستند که دشمن در شرایط خیلی ضعیفی است. شاهد ضعف آمریکا و کدخدایان دنیا هم شکست در قضیه حمله به سوریه است . که نشان داد دشمن واقعا ضعیف شده و تحرکات اخیر و الگوسازیهای جمهوری اسلامی و حمایتهایش از محور حزب الله متغییر بزرگ معادلات جهانی شده است .
حال در دولت  تدبیر و امید که صحبت از اعتدال است پتانسیلهای قدرت نرم و مبارزه ضد صهیونیستی در عرصه بین المللی به فراموشی سپرده شده و حتی شعارهای عدالت خواهانه حذف شده است ، که انسان را به یاد وادادن دره کوه احد می اندازد. تاختن بر جسم معتذر استکبار جهانی با حضور انقلابی در عرصه سازمان ملل در سالهای گذشته و پا نهادن بر مرزهای خانه های شیاطین (حضور احمدی نژاد در مرز اسرائیل) که همانندی از سایه نظام جهانی عدالت بر خیمه های زور و تزویر بود اکنون در حال تبدیل شدن به ماجراهایی شبیه به جنگ احد است که عدم وظیفه شناسی و فرمان پذیری و بی بصیرتی عده ای خواص مقدمات آن را فراهم کرد . و داغی است که بر دلهای بهاری نهاد .
اکنون که تلاشهای دولت قبل و حمایتهای رهبری ازحزب الله  در سوریه با به سنگ خوردن تیر آمریکایی مواجه شده آیا کسی هست که بتواند به نحو احسن از این موقعیت استفاده نماید ؟!
امیدواریم نرمش اخیر دولت در برابر حریف این نکته را از یاد نبرد که حریف در شرایط ضعف دیپلماسی سیاسی و نفوذ جهانی به سر می برد و باید از این موقعیت از حریف امتیاز گرفت و نه اینکه امتیاز داد .





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 22 شهریور 1392 :: نویسنده : حسن کلانتری


 

دلم شکستی و جانم هنوز چشم به راهت

شبی سیاهم و در آرزوی طلعت ماهت

در انتظار تو چشمم سپیده گشت و غمی نیست

اگر قبول تو افتد فدای چشم سیاهت

زگرد راه برون آ که پیر دست به دیوار

به اشک و اه یتیمان دویده بر سر راهت

بیا که جز تو سزاور این کلاه و کمر نیست

تویی که سوده کمربندکهکشان به کلاهت

جمال چون تو به چشم و نگاه پاک توان دید

به روی چون منی الحق دریغ چشم نگاهت

برو به کنج خراباتت ای ندیم گدایان

تو بختت آن نه که راهی بود به خلوت شاهت

در انتظار تو می میرم و در این دم آخر

دلم خوش است که دیدم به خواب گاه به گاهت

اگر به باغ تو گل بردمیده و من به دل خاک

اجازتی که سری بر کنم به جای گیاهت

تنور سینه ما را ای آسمان به حذر باش

که روی ماه سیه می کند به دوده  اهت

کنون که می دمد از مغرب آفتاب نیابت

چه کوه های سلاطین که می شود پر کاهت

تویی که پشت و پناه جهادیان خدایی

که سر جهاد تویی و خداست پشت و پناهت

خدا و بال جوانی نهدبه گردن پیری

تو شهریار خمیدی به زیر بار گناهت

شهریار





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
در این اندیشه ام که آیا امکان دارد که حساسترین پستها را به کسانی داد که عضو خانواده ای با اتهامات گوناگون باشد؟!
یادم هست که روزگاری برای استخدام افراد در ادارات دولتی چیزی بنام گزینش وجود داشت و به قدری سخت گیری میکردند که اگر کسی از فامیلهای درجه دومش هم از اعضای گروههای التقاطی و مخالف و حتی منتقد بودنداز فیلترهای ان نمی توانستند عبور نمایند. البته اکنون هم چنین چیزی وجود دارد.
چندی پیش یکی از همکارانم که در اموزش و پرورش بیست و هفت هشت سال تربیت فرزندان این مملکت را عهده دار بوده، به دلیل علاقه به شکار و طبیعت درخواست خرید یک اسلحه شکاری را از مرجع قانونی آن کرده بود. متاسفانه برای دریافت اسلحه که رفته بود سربازی که در آن محل مسئول بوده و از قضا شاگرد خود او بوده با شرمندگی فراوان از رد درخواست معلم مذکور خبر داده بود. ایشان به فرد درخواست کننده گفته بود که عضویت  یکی از اعضای خانواده  شما  در سازمان های ضد نظام در اوایل انقلاب، باعث شده تا از دادن سلاح به شما جلو گیری کنند .  .  .!
... حال بماند که متقاضی چگونه در این چند سال گزینش شده و به بچه های این مردم درس داده تا خود امانت دار سلاحهای نظام باشند تا خود او را دارای صلاحیت ندانند و.... و اساسا آیا اشخاص مسئول کارهای دیگران هستند یا نه ؟ 
اما مسائلی از این قبیل که در گذشته اتفاق افتاده و اکنون هم دامن عده ای دیگر را رها نکرده است در زمان فعلی نیز روی میدهد.  ولی تفاوتی است بین انجام دهنده و گزینش کننده  و تشخیص دهنده اینکه تاثیرات آن چه بوده و هست و خواهد بود ! ؟ چرا که داشتن یک اسلحه برای شکار آنهم برای کسی که خود بدلیل اعتماد به نظام به مرجع آن مراجعه کرده نمی تواند چندان خطری داشته باشد که وجود برخی وابستگان و اعضای خانوداه مهره های بزرگ نظام که  در حال حاضر و بدون محاکمه جرمهایی را علنا بر ضد نظام مرتکب شده اند ولی با آزادی تمام در انتخابات شهرداری پایتخت شرکت میکنند و در صورت عدم پیروزی هم هزینه هایی برای افراد دیگر و شورا و شهروندان ایجاد می نمایند.
سوال این است که :آیا بنده  یا هر کس دیگر هم با وجود اتهامات بزرگ اشوب طلبی و همکاری با اجانب و بدخواهان نظام و اتهامات براندازی یا معاونت اعضای خانواده ام، می توانم حتی در یک سازمان معمولی گزینش و  استخدام شوم؟ !
پس چگونه است که خانواده برخی نخبگان و خودشان، از بسیاری از مسائل دارای حاشیه های امنیتی قرص و محکمی برخوردارند؟
فارغ از این که در این موارد امنیتی بخواهیم بحث کنیم در باره مسائل سیاسی نیز برخی از نخبگان دارای چنان حاشیه امنیتی و فراغت از مطالبه هستند که با تحمیل هزینه های زیاد برای نظام و آلوده کردن چهره نظام به برخی اتهامات واهی، بدون هیچ مزاحمی به تخریبهای خود ادامه میدهند و اگر کسی هم موی دماغشان شود با هر وسیله ای او را از میدان به در می کنند.
قضیه استیضاح وزیر کار جناب شیخ الاسلامی بر سر موضوع تامین اجتماعی، ایجاد جو تخریب پس از برکناری وزیر بهداشت احمدی نزاد به دلیل برکناری یک رئیس دانشگاه !  و مقایسه آن با برکناری روسای دانشگاههای مختلف در دولت اعتدال! و .... سکوت رسانه ها و مجلس و صاحبان تریبون و قدرت .... انسان را به این نتیجه میرساند که  قدرت از آن کسانی است که با صاحبان زور و تزویر هماهنگ باشند و نه از ان کسانی که واقعا متعلق به مردم و رای مردمی باشند.
این مطلب وقتی کاملا روشن میشود که به مسئله تایید صلاحیتهای اخیر در شورای نگهبان هم دقت نماییم و آن را با تایید و حضور محسن هاشمی در انتخابات شهرداری مقایسه کنیم . آیا نظامی که فردی (مشایی) را به اتهام اظهارات علمی و قابل بحث و روشن برای انتخابات ریاست جمهوری رد می نماید می تواند در آن واحد شخصی را برای تصدی شهرداری پایتخت خود با آن اوضاع خانوادگی تایید نماید؟ با دیدگاهی که در ابتدای بحث گفتم آیا دادن سلاح شکار به افراد گزینش لازم ندارد ؟! اگر دارد چه کسانی صلاحیت دریافت ندارند ؟ ایا آنهایی که برای مردم و نظام اتهاماتشان ثابت شده است و متحمل زندان  شده اند و حتی برای فرار از اتهام و جرم به خارج گریخته اند خطرناکتر نیستند؟!
ولی انگار احساس خطر از طرفی به وجود می آید که باند قدرت از آن به خطر بیافتد، نه اینکه منافع ملی و نظام اسلامی در خطر باشد!
رسوایی این قضیه برای اصلاح طلبان و باندهای قدرت به قدری آشکار شد که  در انتخابات شهرداری تهران به خوبی نشان داد که انتخاب شدن و انتخابات تا کجا می تواند برای برخی نخبگان و قدرت طلبها قابل قبول باشد و اساسا دموکراسی در نظر اینها یعنی رای به من !!! و اگر رای به دیگران باشد مورد انتقاد و  است .
هیچ وقت یادمان نرفت که پیش و پس از انتخابات 88 کسانی زمزمه حذف رای روستائیان را شروع کرده بودند و اتهام فروختن رای روستاییان به گونی های سیب زمینی را جار میزدند ولی اکنون از رای روستاییان تشکر میکنند. تکرار وزارت وزرای کابینه های اصلاحات و سازندگی و مسولیت دادن به افرادی که جزو ساکتین و متهمان فتنه بوده اند نشان از تایید آنها بوسیله همان صاحبان زر و زور و تزویر دارد.
نگارنده مدعی این نیست که با ادامه روند دولت نهم و دهم ، و یا ریاست جمهوری شخصی غیروابسته به هاشمی! اوضاع بهتر میشد. چرا که شاید در آن صورت فشار ها بر نظآم و دولت بدلیل همان موضوع زر و زور و تزویر بیشتر هم میشد. ولی اعتقاد اصلی این است که تا بوده همین بوده که اگر هر کس و گروهی از رنگ و قماش اینها نباشد دچار همان بی مهری ها و تخریبها و ستمهایی خواهد شد که دکتر احمدی نژاد و دولتهایش بودند.
 

آری مردانی نیامدند و تایید نشدند و ....ولی اثراتشان و نمایندگانشان دردولت کنونی هستند و لب مطلب اینکه خودشان ماندند. ولی مردانی بودند که آمدند و خرق عادتها کردند و ... ولی نماندند.

صحبت اصلی این است که این سنت نا مبارک چه زمانی و در چه شرایطی تمام خواهد شد؟
هشت سال دولت احمدی نژاد نشان داد که این انتظار تنها زمانی پایان خواهد پذیرفت که زمینه آن در تمام مردم ایجاد شود و آگاهی مردم چه در کشور و چه در جهان به جایی برسد که فشارهای اقتصادی و اجتماعی و سیای نتوانند آرمانخواهی  انسانی و الهی را دچار تزلزل نمایند. آن روز زمانی است که اکثر مردم دنیا با بازیهای سیاسی و اقتصادی و گران شدن ها و تحریمها و جنگها از خواسته های خود ذره ای نگذرند و به قدری تشنه عدالت شوند که شرایط فعلی را همچون تازیانه ای برچهره بشریت ببینند .
و آن روز نزدیک است انشالله ... و بهار نزدیک است ....



 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :